سرانجام
سرزمین چشمانم
به گرمی دستانت شخم خواهد خورد
و تو چون ابری بارانی
بر سفره نگاهم
بهار خواهی گشت
پر از شکوفه خواهم شد
طلوع کن
آواز برکه چشمم
تو را به سجده می خواند
و آبشار دست تمنایم
به غزلخوانی گیسوانت
عاشقانه می بارد
که غمزه انگشتانت
همیشه همسفر چشمهای من است .