چگونه دلت ات می آید
دور بمانی و از آن دور ، سوسوی آتشی را ببینی که خودت افروخته ای!
چه شب عجیبی است.
همه از من
نشانی ات را می پرسند.
همینجوری نوشت:
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم ترا نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام
کوچه به کوچه، در به در، خانه به خانه، کو به کو
دور دهان تنگ تو، عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه، گل به گل، لاله به لاله، بو به بو
می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله، بم به بم، چشمه به چشمه، جو به جو
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
رشته به رشته، نخ به نخ، تار به تار، پو به پو
در دل خویش"طاهره" گشت و نجست جز ترا
صفحه به صفحه، لا به لا، پرده به پرده، تو به تو
قرت العین / طاهره قزوینی
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۱ ساعت 20:49 توسط سیدمحمد محمدپور
|