آیا ممکن است، آیا بالاخره این همان چیز ممکن است، خاموشی این هیچ سیاه و سایه های ناممکنش، آیا این بالاخره همان چیز شدنی است، که ناشدنی پایان یابد و سکوت ساکت شود، این طور از خود می پرسد، این صدا که سکوت است، یا منم، نمی شود گفت، همه اش همان رویاست، همه اش همان سکوت است،صدا و من، صدا و او، او و من، و همه ی آنچه مال ماست، و همه ی آنچه مال آنهاست، اما کی ، رویای کی، سکوت کی، سؤال های قدیمی، سؤال های پایانی، مال ما که رؤیاییم و سکوت، اما به پایان رسیده، به پایان رسیده ایم، ما که هرگز نبوده ایم،به زودی هیچ نخواهد بود آنجا که هرگز هیچ نبوده، تصویرهای پایانی.
ساموئل بکت
متن هایی برای هیچ
نشر نی
