دار می سازد از واژه ها
بی گدار
زندگی را به مرگ می کشاند
و با سیاهکاری
رمان هایی عاشقانه می نویسد
قاتل همینگوی
همین سیاه بدترکیب است
و کسی که
کتابهای کافکا را به آتش کشید، نیز.
کاش
اینگونه نبود
مثل کبوترها
به افق شادابی می بخشید
و در سپیده دم
به شعرهای جهان
کامیابی...
تفنگم کو؟
هار شده است، تنهایی
یکی باید
خلاص اش کند.
پ.ن:
در آسمان چشم تو دریا چه می کندبه قول
رسول یونان
روغن کاری می خواهد این چرخ قدیمی
... 14 مرداد ...
زنده ام؟
زنده ام!
زنده ام.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 21:25 توسط سیدمحمد محمدپور
|