دار می سازد از واژه ها

بی گدار

زندگی را به مرگ می کشاند

و با سیاهکاری

رمان هایی عاشقانه می نویسد

قاتل همینگوی

همین سیاه بدترکیب است

و کسی که

کتابهای کافکا را به آتش کشید، نیز.

کاش

اینگونه نبود

مثل کبوترها

به افق شادابی می بخشید

و در سپیده دم

به شعرهای جهان

کامیابی...

تفنگم کو؟

هار شده است، تنهایی

یکی باید

خلاص اش کند.



پ.ن:

در آسمان چشم تو دریا چه می کند



به قول

رسول یونان


روغن کاری می خواهد این چرخ قدیمی


...  14 مرداد ...


زنده ام؟

زنده ام!

زنده ام.