اما در چشم هایت
سر به صخره می کوبند
آب ها.
باید بخندم
باید بخندم
باید بخندم
بیرون می زنم از عینک پدرم
می زنم بیرون
و بعد
گریه
گریه
گریه...
... یکی روی صورتم
آب بپاشد.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 22:48 توسط سیدمحمد محمدپور
|