اما در چشم هایت

سر به صخره می کوبند

آب ها.

 

 

 

 

باید بخندم

باید بخندم

باید بخندم

 

بیرون می زنم از عینک پدرم

می زنم بیرون

و بعد

 

گریه

گریه

گریه...

 

 

 

 

 

... یکی روی صورتم

آب بپاشد.